تبليغاتX
شادترین دختر ... - دروغ میگفت , دروغ میگفت , دروغ میگفت ؟؟؟
شفاف مثل شبنم , بی پرده مثل فریاد , جوشان مثل چشمه

دروغ میگفت ...

دیگری را دوست میداشت ...

تا دیدی خاموش بودم ...

آری گفتم دوستم داری گفت: آری ...

فریاد زدم راستش را بگو هر چه هست ...

از گناهانت هر چه سنگین باشد خواهم گذشت ...

گفت: مرا ببخش دیگری را دوست دارم ...

به او گفتم: حال که تو سالهاست به من دروغ

می گویی ...

این بار من به تو دروغ میگویم ...

(تورا نخواهم بخشید)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 1:36  توسط UnknoWn  |